صبح مرا چه نیاز به سلام و پیغام بر است

نسیم روح ساز ما از چه باز مکدًر است



من آبروی قصه و مهر و شراب نمی برم

عیبم نکن که داستانم هربار این مقدًر است



هزار و سیصد و پنجاه و دو بار جام در دست

بگو چرا قطره شراب من هر روز کمتر است