بر آب عدم زدم از خویش نقشی ای رفیق

چون نبود از تو نامی،خبری،نشانی بس دقیق




بی خبر بودم شب و روز از تو ای جانم فغان

صوفی شهری،روح عشقی،لعلی،شرابی بس رقیق



چون بیاورد هدهدی خوش نسیمی از تو باز

من برفتم بر نماز،شکر و دعا و سماعی بس عمیق