آن پرورده محبت، ان دوست دارصلابت، آن درمان هر درد لاعلاج، آن خو کرده به طریقت حاج منصور بن حسین بن حلاًج از مریدان الیاس بود واز روندگان در تصویر سازی و نقل است در مکتب خانه تماشاخانه تحصیل بنمود اما به سبب کسر سیم ان سیاهه نستاند که از آن روی ده سال است بوم و قلم در دست و مرکب سفیدی سوار کسب سیم کند تا آن سیاه بستاند بی آنکه قوت لایموتی به آن مرکب سفید نگونبخت دهد و از طرًران مصونش دارد.

لو کان رفضا حب آل شخص حاضر،

بدان که آن شعر که راست بنمودم به جهت کوچ خاطرات در باران بهاری به ان سبب حضور الشخص الثانی نیست

.فلتشهد الثقلان: انی رافض

.یعنی جمله انس و جن به رفض من گواهی می دهد. چنان که در کلام حافظ است که کرامات در درجه نخست است و طریقت اسرار حلاج اولی تر.

پس مرا گر نماز بی حبیب که نامش معنی پیام نیکو آوردن داشت، باشد، خداوندگار مقبولش نگرداند.
نقل کردند که چون او که نامش را آوردن مرا مجاز نیست، خشم برگرفت خواجه حافظ شیرازی را نیز با خود همراه بساخت پس من هر چه تفال زدم خشم حافظ بر من مستولی شد پس من کاغذ و قلم و دوات بر گرفتم و در گاه حضور نوروز توبه نمودم از جهت خاطرات که خاطر ان مبارک عزیز بسی آسوده که حقیر را مر طریقت لاغیر نیست.

لا تزن الخلق بمیزانک و زن نفسک بمیزان الموقنین لتعلم فضلهم و افلاسک. یعنی خلق را به ترازوی خود وزن مکن اما به ترازوی مردان راه خود را بسنج تا بدانی فضل ایشان و افلاس خود را.

والسلام.


این متن با بهره جویی از تذکره اولیای عطار نیشاپوری تهیه شده است...