امًا چون بعد از حلول نوروز و تلاوت قرآن و حافظ و ذکر اسلاف و رسوم پیشینان نمودم و صله رحمه به جا اوردم و در جمع اهل بیت این چرخش کواکب یک سال را گردانند پس هم خواجه شیراز کرامت بر من نمود و هم شنیدن صدای فروردین که از هر بهاری نیکوتر و چه نام خوش تر ز زاده فروردین مر او را بود که مایه خوشدلی آنجاست که دلدار آنجاست. .خواجه فرمود در تفالی نیکو مرا که تکیه بر ایام چو سهو است و خطا و من چرا عشرت امروز به فردا نکنم که  اللهم اغفر للمونین والمومنات.

..این طریق کرامت و معرفت باشد که آن دوست که احوال بجا اورد را تکلف ادب باشد و انکه مرامش نیکو نبود را تکلف ادب روا نباشد که این ظلم است به قاموس کمال..
درد جوانمردان اندوه و غم است که در هر دوجهان آن را نه گشایشی است و نه پذیرشی.
خلق الخلق فی الظلمه ثم رش علیهم من نوره.

امید ان است که سال در خسران و غم فراق عزیزی نباشیم که مرا حکمت کار جهان نیست لاکن هر چه آید حکمتی در آن است.

حق تعالی به محمد می فرماید: و کلا نقص علیک من انبا الرسل ما نثبت به فوادک. ما ای محمد! قصه گذشتگان با تو می گوییم تا دل تو بدآن ارام گیرد و قوی شود.

والسلام..