جوینده
فروردین
بوی تو را دارد
ای جوینده حق
در فصل آویختن شکوفه
از شاخه خشک
چون زورقی شکسته
در فرات خروشان
روانم
هر قطره رود
هر ذره توست
هزار تشنه لب
جام خالی در دست
در پایین رود
در انتظار
در نوروزی
که فصل پرواز و زایش توست
سخنی گو
تا رود
پیوسته
نام تو را گوید
+ نوشته شده در ساعت ۳ ب.ظ توسط علی امیری
|
آنم که