نقاشی روی شیشه
امشب
بی آنکه به من بگویی ماه را ببین
ناگهان
بی اختیار مهتاب را
از لای پرده نیمه باز
از پشت پنجره می دیدم
نورش
سرو باغچه را
روی شیشه نقاشی کرده بود
تصویر با باد می رقصید
محو نگاه بودم
ناگهان
گفتی مهتاب را ببین
من از خواب پریدم
نور آفتاب به چشمانم می تابید
از لای پرده نیمه باز
درست از همانجایی که در خواب
مهتاب را نگاه می کردم
دیدم
هنوز نقاشی سرو روی شیشه
می رقصد.
+ نوشته شده در ساعت ۱۱ ب.ظ توسط علی امیری
|
آنم که