صورت عشق
هٌوَ الطًالِبُ وَ الغالِب
صبح چو آمدی
چون شبنم
چهره از خنده گل
در سحر شکفت
چون راز شکفتن دانستی
اکنون
شب نیز دراز است
برای گفتن راز غنچه ایی
که سحرگاهان خواهد شکفت
پس آسوده بخواب
ای شبنم سحر
که طلوع در انتظار توست
در جلال و شوکت باغ ها
آن بیداریت زیباست
که زیر سایه سار سرو باشد
+ نوشته شده در ساعت ۱۱ ب.ظ توسط علی امیری
|
آنم که