روح من به غایت خسته است

روزگاریست که شتابان

می گذرد و تنها

 روان می فرساید

دیگر در این شهر

خستگی نیز عادت است

و شاید شاد بودن عجیب

و شاید روح اگر دمی بیاساید

روزگار برایش عجیب تر گردد.