انتظار
در انتظار تو
از خویشتنم می گذرم
و چشمانم
با شعبده تو کاملا باز است
و زبانم آشناییست درد آشنا
با دستانی پاک
و ذهنی که پیوندش با تو جاودان است
در انتظارت خواهم ماند
آیا به سراغ من
به ویرانه ام سر می کشی؟
گوشهایت زمزمه فرشتگان
و منظرت میعادگاه گل و مهتاب
از من نگریز
که به روشنی ات
دلبسته ام.
از خویشتنم می گذرم
و چشمانم
با شعبده تو کاملا باز است
و زبانم آشناییست درد آشنا
با دستانی پاک
و ذهنی که پیوندش با تو جاودان است
در انتظارت خواهم ماند
آیا به سراغ من
به ویرانه ام سر می کشی؟
گوشهایت زمزمه فرشتگان
و منظرت میعادگاه گل و مهتاب
از من نگریز
که به روشنی ات
دلبسته ام.
+ نوشته شده در ساعت ۴ ب.ظ توسط علی امیری
|
آنم که