آن سوی آینه

نه تک تصویری خواهم بود

نه غباری

نه یادی

و نه چهره ایی

در تنگی نگاهی

من نقش ناتمامی بودم

که بی سبب

برای ختم نگارش

به میهمانی دستانت آمد

و بی سبب نقشم ناتمام ماند

چون آینه شکست

و در آن سوی آینه نیز

هیچ چیز نماند

حتی خاطره آخرین باری

که تو بر غبار آینه دستی کشیدی.