بی نشانی
آن که آمد
صد سخن گفت
بی نشانی
آمد و رفت
چه حیف
از
صد ها
پاسخ
که بی مقصد است
گر سخن داری
بیا
نشانی بگذار
من
در این وادی تنهایم
تنها
آنان که نامشان هست
نیستند
و تو که می آیی
بی نشانی
آنان که نشانی دارند
سخنی ندارند
و تو که
سخن ها داری
محفلی
برای واگویه هایم
نداری
گر سخن ها داری
بیا
با نشانی
که در آن
تو را باز یابم
+ نوشته شده در ساعت ۳ ق.ظ توسط علی امیری
آنم که