ساعت هشت عصر بود

تمام پرنده ها برای غروب

شادمانی می کردند

آسمان زیبا بود و می درخشید

و من به انتظارت نشسته بودم

گل هایت در گلدان

گلی تازه داده بود

در بعدازظهری تابستانی

و سالهاست

این بعداز ظهر ها برایم تکرار میشود

بی آغاز

بی پایان.