مهتاب من:

سرو بلندی که سایه ساخته بود از نور تو

در کنار رود

به وقت سحر

ناله جدایی سر داد

چون تیغ آفتاب

بر تن خشک سرو

شعله بر کشید

رود نیز خروشان شد

هزار سال است

رود خروشان است

آخرین آهنگ سرو هنوز جاریست

بیشمار است

بدان

که تنها تو

خاطرهء آن سروی برای من

در شمار مرگ افزون این سالها

این روز ها