اندکی آسایش
درنگ،اندکی آسایش
امشب می خواهم بخواب روم
رویای روز را در خواب ببینم
رویایی که آسمانش را می شناسم
و پرندگانش را
سالهاست در تن خود غریبم
دوست دارم در شب بخواب روم
و در خاطر رویایت را مرور کنم
با هر نقشی که ترسیم می کنی
رویا و خواب من نیز
برای تو.
+ نوشته شده در ساعت ۱ ب.ظ توسط علی امیری
|
آنم که