تکرار در نسیم
تویی تکرار من در نسیم
آن سان که شاخه های بید را
من چون باد می رقصانم
تو نیز
به دریا جان می دهی
با جذر و مًد
ساحل را نوازش می دهی
چیزی بگو ای ماه
درخت بید و ساحل دریا کنار هم
شب است و قلندر خواب
باده ایی در جام است
که اگر سر کشیم
ماهی دریا به رقص می آید
شاخه بید دستی تکان می دهد
ستاره نجوا می کند
ببین
تا سحر ساعتی بیش نمانده
بیا که این پیاله
بی آنکه رخ تو در آن نقش گیرد
هیچ است
و جهان دیگر هیچ.
+ نوشته شده در ساعت ۸ ق.ظ توسط علی امیری
|
آنم که