در نیمروز گرم روشن تابستان

ناگهان آفتاب با باران

هم آواز شد

و من به یاد تو

زیر باران و آفتاب

آنطور که

از خاطرم رفت که بیدارت کنم

باید به جستجوی ابر ها بروم

باران را بیابم

و آن را

در سبد یاس های فراموش شده

بیاورم

آفتاب و باران

بی تو زیبا نیست

باز آی

بیا

ببخشا مرا