ای دستانت


میزبان هزاران دانه   ارزن  عشق


برای مهمانی که هر روز


ازآسمان می آ ید


قفس می گشایی


به جادوی سحرگاه



امًا


پرنده ایی که منم


بالهایم را


در اولین کوچه نگاهت



بجا گذاشتم.