نور و سایه
نور هایی چه روشن
سایه هایی چه عمیق
وه به زیبایی مه
رقص سرو
سایه برگش
که بر خاک سیه
شب می نویسد
نجوایی برای ترسیم
در هراسم که شبی
مه نباشد و بی او
سایه ایی نیست
سرو خاموش است
خاک چه سرد است و سیاه
خط نباشد به تنش
نجوای سکوت
تلخ و بی فرجام.
+ نوشته شده در ساعت ۱۱ ب.ظ توسط علی امیری
|
آنم که