میان حقیقت من و تو


کلماتی جاریست


چون


فاصله ها


که تماشاگه جذابیت پنهان است


ابرها


مجموعه ایی ازخاطرات بارانی


کتیبه ها


یادواره ای از شاعران مرده


ناله ها



واژه هایست گم شده در ترجمه


و دست آخر


گل های یاس


که داستان  کوتاهی است


که از یک سو


من از نفس افتاده ام


در پس پایان نوشته ام


و دیگر سو


تو گم شده در غباری


و در این میان


 عطر یاس ها


محکوم در اسارت شده اند


در چهار چوب دیواری


که تو برایشان ساخته ای.