به باران

قسم

که یاس ها

از تگرگ شبانه بی موقع ایی

که در فراغ باران بارید

هیچ آسیبی ندیدند

چون

من

یاس ها را

به آرزوی دیدار تو

بشارت داده بودم

به طنین صدای تو،پشت خوشه های لبخند

آن شب

هیچ نشانه ایی

از هیچ گلی نبود

جز 


یاس هایی

که نام تو را

چون آیه

در گوششان زمزمه کرده بودم

به هنگام شکفتن از غنچه

یاس ها

قبل از شگفتن

پیش از آنکه نور مهتاب را ببینند

و بوی قدمشان حیاط را به رقص وا دارد

نام تو را شنیدند

دیگر

چه هراسی از تگرگ

نام تو

رمز جاودانگی است

برای هر آنچه رستنی است.