دریاب
ای یگانه شب تاب
ای اشک چشمان ماهی در آب
تو چون موجی ،پر شتاب
تو دریایی ،گرم ،یادگار ز دستان آفتاب
تو شوری، پر پیچ و تاب
رخ ستاره ای، در نقاب
ای مطلع ناب در کتاب
این منم
هم ره و پا در رکاب
در کاسه دستانم می و گلاب
شادمان از این حسن انتخاب
مهجورم نگردان،بکن دعایم را مستجاب
ای مهتاب
مرا دریاب
گمشده ام در سراب
بیا بشتاب
که شدم سوخته من
در این شهر خراب
تن رنجور و مذاب
تفتیده ز تابش آفتاب
ای مهتاب
بیا
بشتاب
مگذار تمنایم را، بی جواب
دریاب مرا،دریاب.
+ نوشته شده در ساعت ۱۲ ق.ظ توسط علی امیری
|
آنم که