ماهی آزاد
ماهی آزاد من
آزادانه در دریا برو
در تلاطم دریای طوفانی
و در میان امواج سهمگین
و غرش رعد و برق
و آسمان تیره وجودم
تو آرامی
در آن اعماق
در آن ژرفا
همه چیز
آرام است
وقتی که سیل
به جزیره امن من آمد
جنگل سبز خانه ام را
با خود برد
اکنون
در آن اعماق
ای ماهی آزاد من
چون پرنده
میان درختان غرق شده
شنا کن
پرواز کن چون پرنده
شاید
خاطره پر پرواز من
میان آن شاخه ها
از تو
یک ماهی پرنده سازد
تا آن هنگام
که هوا آرام شد
به سطح بیایی
و از دریا بیرون بجهی
من در آن بالا
تا ابد
منتظرت می مانم
و پرواز خواهم کرد
شاید از
حاشیه های نا امن
من هم
روزی چون تو
ماهی آزاد شوم.
+ نوشته شده در ساعت ۱۰ ق.ظ توسط علی امیری
|
آنم که