چو خطی زمن نبود بهر آن مه عقیق

کاین حال، نیکو نیست بهر آن یار شفیق



در ره حلاج و رند و متن کهن،نتوان رفت

کاین جا نیست هر دم صد هزار فکر عمیق



در رزم لغت یک دو خط نثری برکش و برو

گرت روضه بغداد خواهی از آن طی طریق



به گریه گفت علی که او شیخ جام تو است

خاطرت تلخ مباد از سستی اش در این شعر دقیق