در فراغ فروردین
می خوانم
خطی که با دشنه می نویسد
هر از چند گاهی نیز
با بانگی چون زبانه آتش
سحرگاهان را
شادباش می گوید
دوست داشتن دستی که دار می بافد
دار کنار رود
دوست داشتن آتش
زبانی چون طوفان
و قلبی
مهربان شاید
و دوست داشتن تابستان
در فراغ فروردین
با عطر یاس گمشده
زیر گلدان خاطرهایش.
+ نوشته شده در ساعت ۱۲ ق.ظ توسط علی امیری
|
آنم که