دور میشوی دور


در زورق شکسته قضاوت

در دریای توهم و خیال

در ساحل

نور می بینی نور

که میشود کم سوی کم سو

آتشی است آن نور

و من نیستانی

که می سوزم

دود میشوم دود

و تو

باز هم

دور می شوی دور






 (از دوستان تازه گرامی خواهشمندم راه پیوند خویش را با من در نظرگاه خویش بنگارند-سپاس)