دور میشوی دور
دور میشوی دور
در زورق شکسته قضاوت
در دریای توهم و خیال
در ساحل
نور می بینی نور
که میشود کم سوی کم سو
آتشی است آن نور
و من نیستانی
که می سوزم
دود میشوم دود
و تو
باز هم
دور می شوی دور
(از دوستان تازه گرامی خواهشمندم راه پیوند خویش را با من در نظرگاه خویش بنگارند-سپاس)
+ نوشته شده در ساعت ۱۲ ق.ظ توسط علی امیری
|
آنم که