سکوت تو
سکوت
فواره آرامشی است
که بی صدا
هزاران کلام را
چون هزاران قطره آب
از روزنه لب هایت
در ته حوض وجودم
به بیرون
می راند
سخنت
در چهره ام
چون آب
روان است
در کلام تو
نبض جویبار جاری است
و در سکوت تو
فوران طپش آب
که در روزنه ایی باریک
به آرامی
کلامت را
در صدای بی صدایی
به بطن خشک رابطه
می برد
و جویبار ارتباط
از ضربان حضور جمع قطره هایت
سیراب می شود
من نیز
به عبور سخن های روشن ات
در سکوت می نگرم
و تشنگی تنهایی را
با نفس قطره هایت
سیراب می کنم
در سکوت تو
زندگی جاری است
و من
در جریان جاری زندگی
روان.
+ نوشته شده در ساعت ۲ ق.ظ توسط علی امیری
|
آنم که