من مشتاقم به دیدار

اگر بخواهی

بعد از تو

محکوم شدم به تنهایی

گر نخواهی

چاره ایی نیست

دیگری نیست که مهر تو را

بازیابم

در او

چه فرخنده آن دم

که بیایی

امًا

شب و روز

در خیالی

ندانم

تو کجایی

که بیایی.