زمستان می رود
در لطف
بی نظیری
در مهر
بی نهایت
در عهد
بادوامی
آن سان
که تو را دیدم امروز
در خاطرم
بمانی
***
در بامداد فروردین
بوی گل
نغمه هزار دستان
آمد امروز به بستان
گشودم من امروز
این باغ و این گلستان
***
بعد از دیدن تو
برخاستم من امروز
شاد هستم و چه خندان
چون می رود زمستان.
+ نوشته شده در ساعت ۳ ب.ظ توسط علی امیری
|
آنم که