نقش رخ یار نزدم

بر دفترم به نیکی


وفا آنکه تو


مرحمتی کردی

رخ بر گشودی

امًا

چون نقش تو

به خطا زدم

در درون غمگینم
 
بشکند این دست

خراب و بدنام گشته ام

امید آنکه

باز

وفایی

کنی.